آلیس ، نوشته یودیت هرمان و ترجمه محمود حسینی زاد ، کتابیست جذاب ، با چند قصه مستقل و در عین حال ، به هم پیوسته ، با درون مایه مرگ .
می خواهم ملا نقطی شوم
نمی دونم نقطه - ویرگول ها ی این کتاب ، عینا از کتاب زبان اصلی ، پیاده شده ، یا کار ویراستار متن فارسی است . در هر حال ، خیلی وقت ها به جا استفاده نشده :
مرد گفت ، نیازی نیست در رو قفل کنید( ص34)
یا: آلیس مدتی قاشق ها ی پلاستیک را این ور آنور کرد تا یک بطری باز کن پیدا کند ، بالاخره پیدا کرد و رویش اسم مهمان خانه ای در باد تسویش هان نوشته شده بود ، دو بطر آبجو را از یخچال بر داشت ، سرد سرد .(ص38)
که به نطر می رسه باید اینجوری باشه :
آلیس ، مدتی قاشق ها ی پلاستیکی را این ور آنور کرد تا یک بطری باز کن ، پیدا کند . بالاخره پیدا کرد ، رویش اسم مهمان خانه ای در "باد تسویش هان "نوشته شده بود . دو بطر آبجو ، از یخچال بر داشت ، سرد سرد .
و در این کتاب ، از این دست علامت گذاری ها ، فراوان است .
در بعضی جاهای کتاب ، جملات نامفهومی ، به کار رفته است :
گردش رفتنی سر وته شده (ص31) البته شاید من نمی دونم این یعنی چه .
کتاب کودکان مقوایی با زاویه نرم . (ص 37)شاید منظور مترجم ،کتاب مقوایی کودکانه بوده.
در سر وصدای شوی تلویزیون کلمه را نمی شد فهمید.(ص32) بهتر بود می گفت کلمات یا کلمه ای .
بعضی جاها ، کلماتی حذف شده است :
دست چپش محکم دور خرگوش مشت کرده بود(ص37) را ، بعد از چپش حذف شده است.
هر دو داشتند تصویرهای خودشان در آیینه را می دیدند(ص40)
هر دو داشتند تصویرهای خودشان را در آیینه می دیدند
و........
اما کتاب ، کتابیست دوست داشتنی. حتی می توانم بگویم ترجمه اش از بسیاری از ترجمه های موجود ، سر است و قیمتش هم مناسب است : 3500تومان
من ، این قسمت کتاب رو ، خیلی دوست داشتم:
[بعد از مرگ رایموند ] آلیس ، هر روز رایموند را می دید . هر روز . همه جا می دیدش .......در صف سوپر مارکت . می دید که رایموند از تاکسی پیاده می شد،روی نیمکتی در پارک به خواب رفته بود،با دوچرخه از سر نبش می گذشت،نشسته بود در یک بستنی فروشی ایتالیایی و ..(ص161)