گریک ، که مردیست عروسک گردان ، به دنبال شغل دیگری می گردد و موفق می شود در طبقه ی هفت و نیم یک ساختمان  که سقف کوتاهی دارد ، به شغل بایگانی مشغول شود. او در اتاق کارش راهرویی پیدا می کند که از آن می توان به بدن "جان مالکویچ" هنرپیشه وارد شد و برای چند دقیقه در آن ماند .
و بدین گونه افراد مختلف ، به درون بدن جان مالکوچ وارد می شوند . و در آن مدت خواسته های خود را به او منتقل می کنند  . وقتی مالکویچ حس می کند کس دیگری است که به جای او حرف می زند و فکرمی کند ، به وجود این راهرو پی می برد وخودش هم با رفتن به داخل این راهرو ، وارد بدن خودش می شود و همه ی دنیا را  به شکل مالکویچ می بیند و وحشت زده می شود.......

............................

شاید برای همه ما پیش آمده باشد  که دلمان بخواهد جای شخص دیگری باشیم . یا برایمان پیش آمده باشد وقتی به خویشتن خویش می نگریم از خودمان وحشت  کنیم . به نظر می رسد ، نویسنده این فیلم نامه می خواهد همین موضوع را عنوان کند...

...............

و شاید جالب باشد بدانید که جان مالکویچ ، نقش جان مالکویچ را بازی می کند...