مسافر

از پنجره ماشین نگاه کرد: ستاره ها همراه او می آمدند!

ایستاد. ستاره ها هم ایستادند!

"وای من باستاره ها هم سفرم!" مسافر گفت.

/ 9 نظر / 9 بازدید
ابراهیم

سلام پست جدیدتون رو خوندم به نظرم خیلی خوبه لذت بردم[گل][دست]

امیرعلی

سلام. از بازگشتتون خیلی خیلی خوشحالم. امیدوارم که بتونیم مستمر از نوشته هاتون بهره مند شیم.

از سرزمینهای دور

تولد دوباره وبلاگتون مبارک! عمر طولانی و با عزت داشته باشه ایشالا...

آیینه

جاتون خیلی خالی بود.خوشحالم که باز هم می نویسید.

abbas mehraban

خیلی قشنگه قشنگی بیشترش اینه که بار زحمت نگارشش رو دوش خودتون بوده

سمیه .حسابدارتمام وقت

سلام برعاطفه جان ! هرچی دعا کردی تا الان ،همگی مقبول ایشالا ! چه خوب که برگشتی رفیق خانوم!

امیرعلی

سلام. همچنان منتظر پستهای جدیدیم.