چه شیرینه لیلی

لیلی ، که به همراه خانواده اش برای استقبال از خانواده خواستگار  ، به دم در رفته بود . رو به مادر مجنون  ، گفت : سلام . خوب هستین ؟

مادر مجنون با خودش گفت : چه بد ! این دختر ، نوک زبونی حرف می زنه !

مجنون که مدت ها بود دختر را دوست داشت با خودش گفت : چه شیرین حرف می زنه این لیلی ! مادرم حتما خیلی خوشش می یاد.

/ 10 نظر / 7 بازدید
فاطیما

چه داستان جالبی... کاش همه دید مجنون را داشتند

من او

اگر در دیده ی مجنون نشینی بجز از خوبی لیلی نبینی...

اي سير ترا نان جوين خوش ننمايد معشوق من است آنکه به نزديک تو زشت است

آیینه

فکرش رو کنین که طبق نظر فاطیما همه به ادم دید مجنون داشتن!چه دنیای لوس و غیر قابل تحملی می شد.

کوچولو

اگر در دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی یادمه جوون تر که بودم خیلی از شخصیت رت باتلر خوشم می اومد توی کتاب بر باد رفته. وقتی فیلم بر باد رفته رو دیدم اعتقاد قلبیم این بود که کلارک گیبل (که نقش رت رو بازی می کرد) زیباترین مرد رو زمینه. بعد از گذشت سالها و کلی فیدبک که از دوستان و دشمنان گرفتم یواش یواش دیدم که زیبایی این بازیگر فقط به چشم من می اد. یه مدت مریض بودم. :) دلم تنگ شده بود برای نوشته هات.

سینرژی

سه سال بعد: مجنون: « وقتی حرف می زنی، انگار که غش غش – مار پرنس جان در رابین هود – داره صحبت می کنه! یعنی واقعا تو نمی تونی درست صحبت کنی؟ دیگه از سوت سوتهای تو خسته شدم».

امیرعلی

اگه همه دید مجنون را داشتند که اوضاع خیلی ناجور می شد! الان سر عشقهای مثلثی و مربعی کلی مشکل داریم، اون وقت عشقهای چندضلعیهای منتظم داشتیم! می گم اصلا مگه هنوز مجنون پیدا می شه؟ فکر کنم این روزه این حرفها دیگه مال کتابهاست فقط!

راه میانبر

تنوع و تضاد پیام ها نشون میده که مطلب قابل تاملی نوشتین!

آیینه

انگار سر شما شلوغ تر از منه![چشمک]